« دیگران را به جای خود دیدن »

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

امکانات وب

پر مخاطب ها

برچسب ها

 

دریکی از عملیات ها وقتی کالیبر به صورتش خورده بود تیر کالیبر صورتش را سوراخ وآسیب جدی رسانده بود در بیمارستان فک بالا و پائین را سیم پیچی کرده بودند و برایاستراحت به خانه فرستاده بودند . از منزلش با من تماس گرفتند و گفتند حسین آقا باشما کار دارد سریع به خانه اش واقع در باغ جزایری لنگرود رفتم ، وقتی ایشان رادیدم خیلی تأسف خوردم ، ایشان فقط می توانست با نی شیر یا مایعات بنوشد . گفتمحسین جان بالاخره حسابی لاغر می شوی ، فرمود بار گناهانم کمتر می شود ، صحبت شد کهایشان را برای ادامه معالجه چندین بار به پورسینا ببریم ، خلاصه با تلاش زیاد موفقشدم از آمبولانس سپاه لنگرود استفاده کنم . وقتی با آمبولانس طبق قرار به خانهایشان رفتم ، دکتر : با ماشین عمومی می رفتیم ، گفتم چرا ؟ فرمود شاید مجروحمهمتری در راه باشد که آمبولانس مورد نیاز ایشان باشد من که الحمد لله دست و پایمسالم است فقط دشمن دهنم را دوخته است . این مطلب در ذهنم ماند تا موقعی که ماسکشیمیایی را به بسیجی که بی سیم چی وی بود داد تا او زنده بماند ولی خودش به شهادتبرسد .

اینبود رمز موفقیت شهید املاکی !

 

 

حبیب رمضانپور

نویسنده : سیدآبادی بازدید : 195 تاريخ : چهارشنبه 18 بهمن 1391 ساعت: 15:35
برچسب‌ها :

آخرین مطالب

نظر سنجی

به نظر شما باید چی کار کنم وبلگم بهتر بشه؟

خبرنامه

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :